از طرح تعدیل دولت هاشمی تا طرح هدفمند سازی یارانه ها در دولت احمدی نژاد - قسمت دوم
بازهم برای پرداختن به بحث اصلی باید به مسائلی که منجر به سقوط رژیم گذشته در ایران شد، پرداخته شود تا دید روشنتری نسبت به خواسته های ملت از انقلاب بدست آمده و سپس به برسی نظام برخاسته از دل انقلاب ۵۷ با معضلات اقتصادی و اجتماعی بپردازیم که اینکه با چه برنامه هدف مشخص اقتصادی حاکمیت را در دست گرفت و در نهایت بعد از پرداختن به پروسه وضعیت اقتصادی ایران قبل از جنگ با عراق و سپس بعد از جنگ، به موضوع اصلی بحث خود بپردازیم.
تغییر بافت طبقاتی جامعه ایران از ملاک - بورژوا به بورژوازی کمپرادور:
بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ ، آمریکا قدرت جدید جهانی که خود برآمده از جنگ جهانی دوم بود به نیروی برتر خارجی تاثیر گذار در تعیین جهت گیری سیاسی رژیم سراپا وابسته گذشته تبدیل گردید. روابط اقتصادی حاکم در ایران در آن مقطع روابط فئودالی بود که نمایندگان آن پشتگرم به حمایت ارباب خارجی یعنی انگلیس، ارگانهای قدرت را در دست داشتند. تغییر و تحولات جهانی در کنار گوش آمریکا از جمله انقلاب کوبا، زنگ خطر را برای نظام سرمایه داری آمریکا بصدا در آورد. مجهز شدن شوروی سابق به سلاح هسته ای و رقابت آن کشور در عرصه جهانی با آمریکا بعنوان یک ابر قدرت، می رفت که معادله قدرت جهانی را بنفع بلوک شرق بهم زندو چنین فضائی آمریکا را وادار ساخت که در کشورهای تحت سلطه رفرمهائی را برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم ایجاد کند. بخصوص آنکه شرایط اقتصادی متکی بر روابط فئودالی ارضا کننده بازار تولید با فضای بسته مصرف خود نبود. حرکت بسمت تغییر و مدرنیزه شدن می توانست زمینه ایجاد بازاری مناسب برای مصرف تولیدات جدید صنعتی در کشوری با معادن و ثروت های ملی همچون ایران فراهم آورد. هدف این بود که بلحاظ سیاسی با اجرای تغییراتی رفرمیستی در اینگونه کشورها، زمینه مادی انفجار اجتماعی از بین رفته و امپریالیسم نوظهور آمریکا بتواند با الیگاریشی مالی و ایجاد ارتش مستشاری، بر خلاف امپریالیسم پیرانگلیس که بطور مستقیم عمل می کرد، توده ها با ارتشی خودی در سرکوب روبرو بوده و بهای آن مستقیم از خزانه ملت پرداخت شود. با چنین دیدگاهی جان اف کندی کاندیدای لیبرال چپ آمریکا با شعارهائی بغایت نو و گارد تهاجمی در مقابل اردوگاه رقیب به صحنه آمد و با به چالش کشیدن رقیب و فراخواندن آنها به رقابت، جاه طلبی خود را به رخ آنها می کشید. محمل او تاکید بر رعایت حقوق بشر و برداشتن موانع و سدها و دیوارها از سر راه بشریت در نیل به جامعه ای بهتر بود. او پای دیوار برلین از خروشچف رهبر شوروی سابق خواست : "بردارید این دیوار را دیواری که سد دوستی و میل به پیشرفت هماهنگ در جامعه بشری است آقای خروشچف". جمله معروف او را "من یک برلینی هستم" همگان بیاد دارند. سیاست تهاجمی او در قبال اردوگاه متقابل با رعایت حقوق بشر و نیل به پیشرفت و ترقی و سعادت بشری استوار بود تا بنوعی پاسخی باشد بر پیشرفت همه جانبه مارکسیسم در کشورهای مستعمره و جهان سومی که در تب انقلاب بسر می بردند. کندی پا را فراتر نهاد و گفت:"ما انتخاب کرده ایم که به کره ماه برویم". او در این جمله می خواست رشد و ترقی جامعه آمریکا را به رخ رقیب کشیده و اینکه جامعه سرمایه داری از چه پتانسیل و پویایی برخوردار است که همواره می تواند چند قدم جلوتر از رقیب حرکت کند. در تاریخ ثبت شده است که وقتی او در وین به گفتگو با خروشچف درباره کاستن از سلاحهای غیر متعارف پرداخت، در رور اول دیدار، خروشچف تمام وقت را برای توضیح مزایای جامعه سوسیالیستی و معایب جامعه سرمایه داری برای کندی پرداخت که این خود بتنهائی گویای موثر بودن سیاست جدید آمریکا در مقابل رقیب بود. انظار عمومی جهان شاهد حضور شخصیتی مودب و جذاب در کنار همسر زیباروی خود ژاکلین بود که طرف مقابل او خروشچف و همسرش در مقایسه با آنان بسیار بی قواره بنظر می رسیدند. بهر حال کشورهای تحت سیطره غرب نمی توانستند از این تغییر و تحول بدور بمانند. برای ایجاد تغییر و تحولات مورد نظر در ایران، علی امینی به نخست وزیری رسید و شاه هراسان از جاه طلبی های او سراسیمه به دیدار کندی در واشنگتن شتافت و تعهد نمود که رفرمهای مورد نظر آمریکا در ایران را خود اجرا نماید و آمریکا رضایت به تغییر نخست وزیر در ایران دهد. دولت امینی با این تعهد شاه در برابر هیئت حاکمه آمریکا سقوط کرد و فردی فئودال زاده بیسواد که تنها نقطه قوت او در جان نثاری و غلام خانه زاد برای اعلیحضرت بود بنام امیر اسدا... اعلم بر سر کار آمد. و حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی دولت گذشته مامور خلع ید از فئودالهائی شد که خاندان پهلوی خود در راس آنها قرار داشتند. در سال ۴۲ شاه برنامه رفرم خود بنام آنقلاب شاه و ملت و یا انقلاب سفید را در ۶ ماده به رای عموم گذاشت. گروههای سیاسی هنوز تحت تاثیر کودتای ۲۸ مرداد در انزوا بسر می بردند و قادر نبودند بر تشتتات درونی خود فائق آیند. جبهه ملی دوم از درون از هم پاشید و جناح مذهبی تر و مبارزتر آن بنام نهضت آزادی پا به عرصه وجود گذاشت. در چنین شرایطی آیت ا... خمینی مرجع تقلید شیعیان در خلا یک جریان سیاسی وارد صحنه شد و در ابتدا در مخالفت با حق رای زنان و الغای سیستم ارباب رعیتی به سخنرانی و اعتراض پرداخت. اما آنچه او را در بین روشنفکرانی همچون جلال آل احمد به محبوبیت رساند اعتراض او به لایحه کاپیتولاسیون برای مصونیت قضائی مستشاران آمریکایی در ایران بود. ۱۵ خرداد ۴۲ شکل گرفت و آیت ا... خمینی به ترکیه و سپس به نجف تبعید شد و همچنانکه مهندس بازرگان در دادگاه نظامی خود و همفکرانش وعده داده بود گروههای نظامی از سال ۵۰ بر اثر ناکارآمدی رفرم مورد نظر آمریکا، صحنه سیاسی جامعه را قرق کردند. و عملا جریانات اصلاح طلب جائی در صحنه سیاسی کشور نداشتند. یا همچون مهندس بازرگان بعد از آزادی به دنبال زندگی فردی خود رفتند و یا همچون آیت ا... طالقانی بدنبال حمایت از جنبش مسلحانه روان شدند.
علل شکست رفرم و یا انقلاب سفید:
۱- رفرم های انجام شده نه برخاسته از عزم و اراده ملی بلکه تحمیلی از جانب قدرت برتر خارجی برای پیشبرد اهداف خود بود.
۲ - جامعه سرمایه داری در غرب همانطوریکه در بخش اول توضیح داده شد طی یک روند که چندین قرن بطول انجامید از بستر مبارزه با جامعه فئودالی و ارزشهای منحط آن سر برآورد و بعلت سابقه طولانی از مبارزاتی، توانست فرهنگ خود را در جامعه نهادینه سازد. امری که در ایران بصورت فرمایشی و خلق الساعه صورت گرفت و فقط شکل ظاهر افراد دچار تغییر شد و فرهنگ فئودالی کماکان ارزش حاکم در جامعه بود و فقط دامنه تغییرات در سطح و ظاهر باقی ماند. و فئودال دیروزی به سرمایه دار امروزی به ظاهر مدره شده تبدیل گردید. این سرمایه داری بی ریشه و بی هویت و بدون شناسنامه مسلما در شرایط بحرانی قادر به مدیریت جامعه نبوده و چون بهائی برای تغییر از شکل قبلی به شکل کنونی نپرداخته بود سریعا در مقابل بحران فالب تهی می کرد.
۳ - اساس مدرنیزه در غرب بر اصالت انسان بود که در سه اصل الف- اومانیسم ب - سکولاریسم پ - سکسوئالیسم خود را بنمایش می گذاشت. و اعتقاد به ارزشهای دمکراتیک برخاسته از این سه اصل از مبانی بنیادی رعایت شده در دنیای غرب بود. دو وجه اول در ایران توسط حاکمیت بهیچوجه در سیاست گذاری لحاظ نشد و وجه سوم که مبتنی بر رفع تبعیض جنسیتی بود، درکی بغایت انحرافی از آن بعمل آمد و از همان ابتدا شیری بی یال و دم بنام سرمایه داری کمپرادور وارد جامعه ایران شد که خدا هم خود چنان شیری نافریده بود. یعنی تغییر بافت طبقاتی جامعه از ملاک - بورژوا به بورژوازی کمپرادور با سیکل معیوب در ایران شکل گرفت.
۴ - ارزش های ملی و دینی با پرداختن انحرافی به تنها اصل مدرنیزه شدن یعنی سکسوئالیسم به سخره گرفته شد و باعث گردید که متحد سنتی سلطنت در ادوار گذشته یعنی روحانیت نیز به صف مقابل رژیم رانده شود. و اتحاد از پایه نادرستی بین روشنفکران سکولار که خواهان آزادی و دمکراسی بودند و روحانیونی که از اساس با آن دشمن بوده و آزادی را کالائی غربی می دانستند که با ذائقه ایرانیان سازگار نیست (۱) بعد از جنبش مشروطه علیه رژیم حاکم شکل گیرد. روشنفکران مذهبی نیز بعلت دامن زدن حکومت بر اصل بی بند و باری جنسی و فراموشی سپردن ارزش های ملی با درک "خلا هویت" در نزد توده های مردم بخصوص جوانان وارد عرصه مبارزه علیه رژیم گذشته در کنار روحانیون و روشنفکران سکولار شدند.
۵ - بعلت گسترش اعتراضات مردمی و مبارزه با کلیت رژیم، شاه حتی به قواعد بازی محدود در بین نیروهای وفادار به خود هم مقید باقی نماند و برخلاف نظر اعلام شده خود (۲) احزاب سیاسی وابسته موجود را منحل نمود و حزب رستاخیزی پا به میدان نهاد که نهایت انحصارطلبی بوروژوازی وابسته را به نمایش می گذاشت و طیفی از متحدین طبیعی رژیم را هم به حاشیه راند.
۶ - از آنجائیکه خود رفرم ارضی، تحمیلی از سوی آمریکا بود با موانع عدیده ای در اجرا روبرو شد و تنها کشاورزان تهیدست را بعنوان کارگران ساده از روستا به حاشیه شهرهای بزرگ بخصوص تهران راند که در حلبی آباد ها به زندگی خود ادامه می دادند و به انبار باروت در حال انفجار تبدیل گردیدند.
در نفطه مقابل، تمامی این موارد دست بدست هم داد که طیفی ناهمگون از گروههای اجتماعی که تنها نقطه اشتراک آنها ضدیت با رژیم حاکم بود در اتحادی ناخواسته با یکدیگر قرار بگیرند که هر کدام در انقلاب ۵۷ دارای سهم بودند اما به دلایلی که در بحث بعدی خواهد آمد این روحانیون بودند که علیرغم آنکه از سایر جریانات مخالف رژیم در مبارزه عقب تر بوده و فاقد برنامه و استراتژی مشخص برای آینده جامعه ای بودندکه فاز بورژوازی وابسته را پشت سر گذاشته بود. کسانی سوار بر مرکب انقلاب شده که در دوران مبارزه در سازش آشکار و پنهان با ساواک شاه بسر می بردند (۳) و گوی رهبری را نیز ربوده و در نهایت انقلاب را بر سر پدیدآورندگان آن آوار کردند که در بحث بعدی به آن خواهیم پرداخت.
۱- از گفته های شیخ فضل ا... نوری در وصف آزادیخواهی مشروطه خواهان.
۲ - اشاره به نوشته شاه در کتاب ماموریتی برای وطنم که مزیت رژیم خود بر حکومتهای کمونیستی را فعالیت احزاب چندگانه در ایران ارزیابی کرده بود.
۳ - اشاره به سخنان امیر عباس هویدا نخست وزیر ۱۳ ساله شاه در دادگاه انقلاب که مدعی شد در طول دو روز می تواند اسامی بسیاری از روحانیونی را که از ساواک حقوق می گرفتند و بعدا به انقلاب پیوستند را ارائه دهد.





.jpg)

