تبليغاتX
گذر زمان
 

ساندیس و ساندویچ های اهدائی در تظاهرات فرمایشی با سوال شرعی برچسب البسه اهدائی

 

عمق جنایت و وقاحت را ببینید و خود قضاوت کنید!!

به گزارش زیر از سایت نوروز توجه کنید:

نمایش قدرت از موضع ضعف


کسی که بیشتر می ترسد، بلندتر فریاد می زند. کودتاگران امروز همه تلاش خود را کردند که عربده خوف انگیزشان، ترسشان را پنهان کند. تلاش کردند تا به هر طریق ممکن، هر که را که می شود به سمت میدان انقلاب تهران لجستیک کنند تا بلکه نمایشی هم سطح حضور گسترده اعتراضی مردم در روزهای بعد از کودتای انتخاباتی خرداد 88 اجرا کنند.

به گزارش نوروز، جدا از دستورالعمل های مختلفی که به ادارات مختلف دولتی حکم میکرد که کارکنان خود را برای شرکت در این نمایش خود جوش! راهی خیابانها کنند – و البته رونوشت آنها خیلی زود در فضای مجازی مکررا انعکاس یافت – اخبار مختلف از تدارک گسترده تر دولت کودتا برای افزودن به تعداد سیاهی لشگرهای این نمایش حکایت داشت.
امتحانات مدارس شهرهای اطراف تهران در روز پنج شنبه لغو شد تا دانش آموزانی که به اجبار در مراسم امروز شرکت داده شده بودند، دغدغه امتحان فردا را نداشته باشند. در تماس تلفنی با مدیران مدارس غیرانتفاعی و موسسات فرهنگی غیردولتی نسبت به تبعات عدم حضور مسئولان مربوطه در مراسم امروز هشدار داده شد.
با مدیران شرکت های خصوصی طرف قرارداد با دولت تماس گرفته شد و خواسته شد تا در این راهپیمایی خودجوش به همراه کارکنانشان حاضر شوند. حوزه های علمیه تعطیل شد و خیابان های منتهی به میدان انقلاب مملو از اتوبوس هایی شد که نیروها را منتقل می کرد تا در این تجمع خودجوش شرکت داده شوند.

عربده کردن یک ناله!
اما نتیجه ماجرا را می توان با یک جمله توصیف کرد. تکرار کمیک 23 تیر 78 که اقتدارگرایان آن را نمونه دلچسبی از نمایشهای خیابانی برای سرکوب اعتراضات می دانند. برنامه ای که کودتاگران همه توش و توان خود را به کار بردند تا بتوانند نتیجه آن را در رسانه های خود با رنگ و لعاب انعکاس دهند به نمایش مفتضح و بی رمقی انجامید که بیش و پیش از هر چیز هویداگر ضعف کودتاگرانی شد که این روزها نومیدانه در پی آنند تا با ایجاد فضای رعب و وحشت، جنبش آزادیخواهانه مردم ایران را سرکوب کنند.

رسانه های وابسته به کودتاگران در حالی از عبارت جمعیت میلیونی برای توصیف راهپیمایی امروز استفاده می کنند که به گفته شاهدان عینی، جمعیتی که در برنامه امروز شرکت داده شده بود، به هیچ وجه قابل قیاس با هیچ یک از تظاهرات مردمی پس از کودتای انتخاباتی خرداد ماه نبود.

با این اوصاف می توان گفت که کودتاگران بار دیگر طعم شکست سرکوب جنبش مردمی را چشیدند و صرفا، فقدان پایگاه مردمی خود را بار دیگر به معرض نمایش گذاشتند.



توضیح: عکس اول راهپیمایی امروز "عاشوراییان" را نشان می دهد و عکس بعدی متعلق به راهپیمایی سبزها در روز 25خرداد است.

+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دهم دی 1388 و ساعت 11:57 |

ترور، ترفند جدید عفب مانده ترین جناح حاکمیت

سید علی موسوی حبیبی خواهر زاده مهندس موسوی  

در روز عاشورا سید علی موسوی خامنه خواهر زاده میرحسین موسوی توسط عده ای لباس شخصی که سوار بر یک پاترول بودند، ترور شد.

 ترور در جمهوری اسلامی امری جدید و خلق الساعه نیست و قدمت ترور در این حکومت با طول عمر آن برابر است هر چند عده ای از اصلاح طلبان بر این باورند که بنیانگزار جمهوری اسلامی موافقتی با ترور نداشت اما در همان دوران و در بین سالهای ۵۸ و ۶۰ دهها تن از هواداران و اعضای گروههای اپوزیسیون ترور شدند.

ترور همواره بعنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه در خدمت حکومتهای توتالیتر در جهان بوده است. اما جمهوری اسلامی در این بعد هم گوی سبقت را از رقیبان ربوده است. ترور دهها دگر اندیش سیاسی در داخل و خارج از کشور گویای این واقعیت است که اساسا جمهوری اسلامی طی سی سال گذشته بقای خود در داخل را مدیون بکارگیری همین شیوه ناصواب بوده است.

ترور های زنجیره ای توسط باند سعید امامی که گویا به دستور مستقیم مجتبی خامنه ای و با فتوای دادستان جنایتکار کنونی محسنی اژه ای و خرازی پدرزن فرزند رهبر کنونی جمهوری صورت گرفت چنان ابعادی بخود گرفت که بعلت پیگیری رئیس جمهور اصلاح طلب آقای خاتمی با خودکشی دادن سعید امامی در زندان بر آن سرپوش گذاشته شد و خود آقای خاتمی هم بهای این پیگیری را با توطئه های ۹ روز یکبار جناح رقیب علیه دولت اصلاحات پرداخت. اما سوال این است که ترور در چه مواقعی صورت می گیرد و اصولا دیکتاتورها به قصد چه دستاوردی به این شیوه رسوا دست می یازند؟.

ترور سیاسی ابزاری است برای ایجاد رعب و وحشت بقصد جلوگیری از اجتماعی شدن جنبش و تنها با این قصد است که دیکتاتورها رسوائی ترور مخالفان را بخود می خرند و هزینه آن را می پردازند.  اما وقتی جنبش اجتماعی شد ترور نه تنها خاصیت و برائی خود را از دست می دهد بلکه به ضد هدف خود نیز تبدیل می گردد و نقش یک آنزیم را در پیشبرد هدف جنبش که همانا سرنگونی تمام عیار حاکمیت توتالیتر است، ایفا می کند. در شرایط کنونی بکارگیری این شیوه رسوا نشان از عقب ماندگی تمام عیار فاشیستی ترین بخش حاکمیت جمهوری اسلامی از پیشرفت جنبش در عمیق ترین اقشار و لایه های  اجتماعی دارد. در این حالت هر ترور، تیری است که در نهایت به سمت پرتاب کنندگان خود کمانه می کند.

باند فاشیستی و عقب مانده ترین لایه آن بداند که ترور نه یک گام بلکه صدگام جنبش مردم را به جلو می راند. هر چند از دست دان هر عضو از این جنبش ضایعه ای است که هیچکس و به طریق اولی جنبش کنونی مردم ایران از آن استقبال نمی کند اما همگان رجا واثق دارند که تمامی این فدیه و ها و شهادت ها بهائی است که باید برای بدست آوردن آزادی پایدار پرداخت شود.

ملتی که ۱۰۰ سال به پای سر می دوند در قفای آزادی و در این مسیر پرشکوه دهها هزار تن از بهترین فرزندان خود فدیه داده است و در دامن خود ستار و باقر و کوچک و مصدق و فاطمی و حنیف نژاد و جزنی در عرصه مبارزه سیاسی و فرخی یزدی و ملک المتکلمین و ملک الشعرای بهار و محمد مسعود و کریمپورشیرازی و احمد شاملو و سعید سلطانپور در عرصه ادبیات مردمی و انقلابی پرورده و در سرفصل های تاریخی فدیه راه آزادی و رهائی ساخته است در اوج شکوفائی و تکامل جنبش و در اوج حضیض و ذلت دشمن او را دیگر بیمی و هراسی از بکارگیری این شیوه های فاشیستی از سوی غدارترین دشمن مردم ایران نیست. اینگونه تشبثات جز اینکه آتش قیام را شعله ور تر ساخته هیچ دستاوردی برای نیروهای میرا و در حال سقوط نداشته و ندارد.

با شعر معروف شاعر آزاده فرخی یزدی که قربانی دیکتاتوری رضاخانی شد مطلب خود را به پایان می بریم. این سروده که توسط استاد شجریان اجرا شده است امروزه بیشترین دانلود را در بین ترانه ها و سرودها دارا بوده و غوغائی در دل میلیونها ایرانی ایجاد کرده که تا رسیدن به سر منزل مقصود آنها را سر باز ایستادن نیست.

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی 

دست خود ز جان شستم از برای آزادی
 

تا مگر به دست آرم دامن وصالش را 

می دوم به پای سر در قفای آزادی
 

با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز 

حمله می کند دائم بر بنای آزادی
 

در محیط توفان زای ، ماهرانه در جنگ است 

ناخدای استبداد با خدای آزادی

 

 شیخ از آن کند اصرار بر خرابی احرار 

چون بقای خود بیند در فنای آزادی
 

دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین 

می توان تو را گفتن پیشوای آزادی
 

فرخی ز جان و دل می کند در این محفل 

دل نثار استقلال ، جان فدای آزادی 

+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه نهم دی 1388 و ساعت 12:45 |

سرکوب عاشورا، نقطه آغاز فروپاشی قطعی

سرکوب وحشیانه قیام کنندگان در عاشورای ایران را باید نقطه آغاز فروپاشی قطعی حکومتی دانست که حدود سی سال به ناحق نام "جمهوری اسلامی" را یدک می کشید. حکومتی که نه نشانی از جمهوریت داشت و نه از اسلام و اسلامیت و دین رحمت و مروت بوئی برده بود. قیام دیروز مردم علیرغم تمامی فدیه ها و شهیدانی که با خود بهمراه داشت و با تمام ابعاد وحشی گری اوباش حکومت از آتش گشودن مستقیم به روی مردم و تا زیر گذاشتن بهترین فرزندان ملت زیر ماشین های نیروهای سرکوبگر آنهم در روز عاشورای حسینی که حتی رژیم شاه را جرات این جسارت و جنایت نبود، زنگ پایان رژیم حاضر را به صدا در آورد. بخصوص اینکه رهبر کودتا در انزوای مطلق قرار گرفته است.

اگر رهبر اولیه جمهوری اسلامی بعلت توهم عظیم توده ها از یک سو و بکار گیری نوعی خاص از مردمداری (۱) از سوی دیگر، توانست حکومت را از کوران بحرانهای سیاسی - نظامی نجات دهد، رهبر فعلی نه از آن مشروعیت توده ای او برخوردار است و نه از هنر مردمداری نوع خاص رهبر اولیه جمهوری اسلامی بهره ای برده است. او غرق در نخوت و غرور برخاسته از اشغال جایگاهی است که بیکباره و بدون زحمت قبلی بر آن تکیه زده است (۲) . و از روز اول به فدرت رسیدن بخاطر بی مایه گی و جبن درونی بدنبال پرورش عده ای دست آموخته برای حفظ بقا در قدرت بوده است. جامعه در دوران او بطور عریان به دو بخش "خودی" و "غیرخودی" تقسیم شد. دسته اول که همان مریدان دست آموز بودند از تمامی مواهب و نعمات اقتصادی بهره برده و از مصونیت امنیتی - قضائی  آهنین برخوردار گردیدند و دسته دوم که اکثریت قریب به اتفاق مردم را تشکیل می دادند از تمامی حقوق شهروندی محروم شده و بعنوان توده های توسری خور و بی ارزش که فقط باید نقش سیاهی لشکر را در صحنه های مورد نظر رهبر همچون شرکت در تظاهرات فرمایشی و انتخابات تقلبی را ایفا کنند، به آنها نگریشته می شد. در این مسیر هر پروژه ای راه به امنیتی شدن برد. خیل ماموران امنیتی جامعه را قرق کرد. با ابزارهای سرکوب مردم در کوچه و خیابان تا ادارات (۳) سعی داشتند مردم را مطیع امر رهبر سازند.

تجارب رنگ باخته و نخ نما شده ای که در کشورهای دیکتاتوری بی اثری خود را در دراز مدت به نمایش گذاشته بود اما آقایان را این باور بود با تحمیق دینی مردم می توان این تجارب را در ایران قرین موفقیت ساخت و لباس عافیت پوشاند اما بنا به قانون و سنت الهی و تمامی اصول حاکم بر تکامل، ترفندهائی که با ذات و اراده مردم همخوانی نداشت در سر فصل تاریخی خود به دسیسه بازان و مکاران رجعت نمود. بیکباره توده ها در پی انتخابات تقلبی برپا خاستند و دیکتاتور توهم زده همچون اسلاف تاریخی خود را که در "توهم توطئه" بسر می برد در خود گرفتند و این سیلاب را سر باز ایستادن نیست. تمامی حرکات و تحولات بوقوع پیوسته بطور زنجیر وار از قوانین حاکم بر هستی پیروی می کنند و تجارب تلخ امروزی ما بارها و بارها به قدمت خلقت انسان بر این کره خاکی تجربه شده و در کتب الهی از آنها بعنوان "احوال اقوام دیگر" یاد شده است و بازهم عجبا که بفرموده خالق هستی آنهائی که باید از آن اقوال عبرت می گرفتند کماکان بر طبل باطل کوبیده و در توهم "محبوب القلوب" بودن در نزد توده ها بر راه طاغوت پای فشرده اند.

اما سرکوب خونین اعتراضات مسالمت آمیز مردم در روز عاشورا مهر سرنگونی محتوم این حکومت را بر کارنامه سراپا جنایت آن ثبت نمود. از امروز فروپاشی درونی حکومت و بقایای باقیمانده حکومت سیر شتابانی بخود خواهد گرفت. ببینید کسانی که برای پاره شدن عکس رهبر اولیه جمهوری اسلامی یقه درانی می کردند چگونه مجبور شدند به حسینیه ای که نام او را بر خود دارد در شب عاشورا حمله ور شوند. این است آن سحر الباطل افسونی بنام "ولایت فقیه".

از این پس ما با قیام یکپارچه ملتی روبرو خواهیم بود که به چیزی کمتر از سرنگونی و محاکمه و مجازات  عاملین و عامرین جنایات ۷ ماه گذشته تن در نخواهند داد. دیگر صحبت از رفرم و تغییر و تحولات درونی این حکومت امری باطل و توهمی ارتجاعی بوده که بیان کننده آن از درک و فهم و تبیین حوادث اخیر عاجز و علیل است. این را ولی فقیه ارتجاع خود بخوبی درک نموده و در محافل خصوصی اعلام کرده که "برای شهادت آماده ام" چرا که خود بیش از همه به عمق فجایعی که آفریده آگاه است و قبل از همه بعنوان اولین مسئول تمامی جنایات بیست سال اخیر در مظان اتهام قرار دارد.

ملت بپاخاسته ایران، قیام حسینی تان بدون هیچ تردیدی شاهد پیروزی را در آغوش خواهد کشید. اگر حسین در روز عاشورا به دهها دلیل که در راس آنها حاکمیت ارزشهای جاهلی و ناآگاهی قرار داشت با ۷۲ تن از یاران پاکبازش به مشیت الهی گردن نهاد، شما بنا به همان دلایل بنیادین برخاسته از قیام حسین (ع)، مجری مشیت الهی با ۷۲ میلیون جمعیت هستید در مقابل این خیل عظیم مردم مشتی جنایتکار مزدورو اجیر شده و صد البته تا دندان مسلح تنها می توانند به شاخ و بال این درخت تنومند شلیک نموده و بر آن آسیبی وارد سازند اما با ریشه ها چه خواهند کرد و با رویش نو به نوی جوانه ها؟

بر شماست که پیروز شوید. بر زنجیرهاست که گسسسته شوند و بر سدها است که فرو ریزند. بر شب است که پایان یابد و بر صبح است که بدمد. الیس صبح به قریب . پیروز باشید.

 

۱- آیت ا... خمینی از این هنر برخوردار بود که با توجه به توهم توده ها با ارج گذاشتن به نقش آنها خود را خادم آنها بداند. در این رابطه توجه شود به پیامهای ایشان قبل از برکناری بنی صدر و پیام ایشان بعد از برکناری او که توسط مرحوم احمد خمینی در تجمع دانشگاه تهران قرائت شد.

۲ - آقای خامنه ای در طیف روحانیونی که در دوران حکومت گذشته از آنها بعنوان روحانیون مبارز یاد می شد از کم سابقه ترین افراد بود.

۳ - حضور گسترده ماموران بسیج و مانورهای منظم آنها برای ایجاد رعب و وحشت در بین مردم و همچنین حضور حراست اطلاعات و بسیج ادارات و کارخانه ها برای کنترل کارکنان ادارات و کارگران کارخانجات.

+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم دی 1388 و ساعت 11:45 |

+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه ششم دی 1388 و ساعت 13:51 |

عاشورا فروغ جاودان آزادى



عكس ويژه

عكس ويژه


حضرت امام حسين عليه السلام
حضرت امام حسين عليه السلام

از آخرين خطبه هاى امام‌حسين در مكه



 مي‌بينيد كه پيمانهاي داريد، ولي (از شكسته‌شدن) برخي عهدها و حقوق از دست‌رفته پدرانتان در هراس و ولوله‌ايد. حال آن كه پيمان رسول خدا بي‌مقدار گشته كورها و لالها و زمينگيرها در شهرها بي‌سرپرست
افتاده‌اند و بر ايشان ترحم نمي‌شود و شما درخورد مسئوليت و توانايي‌تان كار نمي‌كنيد و نسبت به‌آن كس هم كه وظيفه خود را انجام مي‌دهد اعتنا نداريد و به‌مسامحه و سازشكاري و همكاري با ظالمان آرميده‌ايد…شما ستمگران را در مقام خود جا‌داديد و  زمام امور خدا را در كف ايشان نهاديد كه به‌اشتباه عمل‌مي‌كنند و در شهوات پيش مي‌روند. فرار شما از مرگ و دلخوشي‌تان به‌زندگي گذرا، آنها را سلطه بخشيده. پس ضعيفان ناتوان را به‌ايشان تسليم كرديد تا برخي را برده و مقهور خود و برخي ديگر را به‌خاطر لقمه ناني بيچاره كنند. در مملكت به‌خواست خود حكم مي‌رانند و راه رسوايي و پستي را براي هواهاي خود هموار مي‌كنند. بر خداي جبار جسارت كرده و زشتي و اشرار را پيروي مي‌كنند. در هرشهري گوينده‌يي از جانب خود بر‌منبر دارند و اين سرزمين
پايمال آنهاست. بر همه‌جاي آن دست‌گشاده‌اند. مردم برده آنها و دراختيار ايشانند و هردستي بر‌سرآنان بكوبند. بر ضعفا و ناتوانان به‌شدت فشار مي‌آورند. پس اي عجب و چرا تعجب نكنم كه زمين در تصرف مردي دغل و ستمكار است، يا باجگيري نابكار يا حاكمي كه بر مؤمنان ترحمي ندارد … خدايا مي‌داني اينها را نمي‌گويم كه چندين روز به‌فرمانروايي برسم و آرزوي آن را هم ندارم. مي‌داني كه من مشتاق اصلاح دين تو هستم و خواستار آبادي شهرها و آزادي مردمم، و نمي‌خواهم بندگان مظلومت در دست ستمگران اسير باشند. اين ستمگران مي‌كوشند چراغ هدايتي را كه پيامبر ميان امت برافروخته است، خاموش كنند ولي توكل ما برخداست
و ما به‌سوي او بازمي‌گرديم.

در طول قرون مجاهدان و موحدان عصر مفتخرند كه پرچم سرخ حسيني را برافراشته نگهداشتند و اجازه ندادند كه دين‌فروشان زمان چهره اسلام، چهره حضرت حسين، حضرت زينب، عاشورا، فدا و جانبازيها و ديگر پيامهاي آنها را كاملاً محو و نابود كنند. در اين مسير ما به‌وسيله بینه هائی که همان مجهدان فی سبیل ا... و موحدان راستین ، حسين(ع) را دوباره شناختيم. چرا‌كه آنها با الهام از مكتب حسين راه گشوند و با تأسي به حضرت حسين فدا و صداقت را در همه سرفصلها سرلوحه کار خود قرار دادند و البته خودشان پيشاپيش همه تا بن استخوان مؤمن و وفادار به حسين و عاشورا و عمل‌كننده به پيام فداي حداكثر بودند. به‌اين‌ترتيب در عصر ما و در نسل ما كلمه عاشورا و با هزاران هزار جاودانه‌فروغ از يك واژه تبديل به عمل شد، عملي توأم با پرداخت قيمت كه ما در همه سرفصلها خيرات آن‌را به‌چشم ديديم و از آن بهره برديم. كلمات حسين، زينب، علي‌اكبر، علي‌اصغر، عاشورا، كربلا، فدا، صداقت، جانبازي، پاكباختگي و همه ارزشهاي مقدس عاشوراي حسيني و كلمات و عباراتي مانند «هيهات منّا‌الذله» براي ما تبديل به يك آرمان زنده و پويا شدند و در استراتژي و تاكتيك و در شيوه تصميم‌گيري، راهنماي عمل قرار گرفتند…  دين‌فروشان بايد بدانند كه اگر آنها به نام دين و اسلام اين‌همه جنايت و بدبختي، اين‌همه فقر و فحشا و اين‌همه بي‌خانماني و آوارگي براي مردم ايران به‌ارمغان آورده‌اند، در نقطه مقابلش، فرزندان آزاده مردم ايران، يا با اعتقاد به حسين و آرمانش يا با الهام از شعار آزاديبخش حسين يعني «هيهات منّا‌الذلة»، جواب آنها را داده‌اند و حرف آخر را هم با آنها خواهند زد و آن روز دور نيست.

السلام عليك يا ابا عبدالله وعلي الارواح التي حلت بفنائك و علي ارواح المجاهدين، الشّهداء في طريقك
السلام عليك يا نورالله، السلام عليك يا ثارالله، السلام عليك يا ولي الله، السلام عليك يا حجةالله
سلام بر تو و بر همه جانهاي پاكي كه در آستان تو فرود آمدند، سرساييدند و سربلند شدند…

 
*** 

سلام بر تو و عترت و ناموس ايدئولوژيكي و همتا و همرديف آرماني تو، صديقه صغري، زينب كبري… سلام بر تو و سوگند مجسم وفا و پايداري، سپهسالار، سردار و برادرت عباس. «فرمانده دسته» تاريخي مجاهدان،‌فضل الله المجاهدين علي القاعدين… سلام بر تو و بر سردارانت حبيب و زهير، فرماندهان يكانهاي چپ و راست تو… سلام بر قاسم و علي كوچك و علي بزرگ و همه مجاهدان و قهرمانان ركابت سلام بر علي بن الحسين، حجت و جانشين برحق تو…‌لعنت بر يزيد و شمر و ابن زياد و ابن سعد.

***


قسمتهايي از زيارت ناحيه مقدسه

در روايتهاي معتبر، زيارتي منسوب به امام زمان نقل شده كه كلام مهدي موعود در زيارت شهادتگاه حسين و معروف به زيارت ناحيه مقدسه است. متن مشروح و پرشور اين زيارت، با درود به انبياي بزرگ و آن‌گاه پيامبراكرم وعلي و فاطمه و حسن شروع مي شود و پس از زيارت حسين در پايان ازيك يك شهيدان كربلا نام مي‌بردو به قتله آنها لعنت مي‌فرستد.  با تمسك به آستان فاتح و بنيانگذار جامعه عاري از طبقات و ستم و زنجير، جامعه عاری از بهره کشی، بخشهايي از اين زيارت را كه خطاب به سيد الشهداست مي‌خوانيم:  السّلام علي الحسين الّذي سمحت نفسه بمهجته  سلام بر حسين كه خون خويش را با بخشندگي نثار كرد
السّلام علي من اطاع اللّه في سرّه و علانيته
سلام بر آن‌كه خدا را در پنهان و آشكار اطاعت مي‌كرد
السّلام علي من جعل اللّه الشّـفاء في تربته
سلام بر آن‌كه خدا در تربت و طريق او شفا قرار داد
السّلام علي من الاجابة تحت قبّته
سلام بر آن‌كه استجابت دعا در آستانش مقرر است
السّلام علي من الأئمّة من ذرّيّته
سلام بر آن‌كه امامان از او و از نسل او هستند
*
السّلام علي غريب الغرباء
سلام بر غريب غريبان
السّلام علي شهيد الشّهداء
سلام بر شهيد شهيدان
السّلام علي قتيل الادعياء
سلام بر كشته نسل ناپاكان
السّلام علي ساكن كربلاء
سلام بر آرام‌گرفته در كربلا
السّلام علي من بكته ملائكة السّماء
سلام بر آن‌كه فرشتگان آسمان بر او گريستند
السّلام علي من ذرّيّته الازكياء
سلام بر آن‌كه تبار او سلاله پاكانند
السّلام علي يعسوب الدّين
سلام بر سرور و سالار مكتب و آيين
السّلام علي منازل البراهين
سلام بر منزل و منزلهاي بينه‌ها، بر فرودگاه برهانها و بر شاخصي به‌تمام معنا
*
السّلام علي القتيل المظلوم
سلام بر كشته ستم
السّلام علي اخيه المسموم
سلام بر برادر زهر‌خورانده‌شده‌اش (حسن مجتبي)
السّلام علي علـّـيٍ الكبير
سلام بر علي اكبر
السّلام علي الرّضيع الصّغير
سلام بر علي كوچك شيرخوار
السّلام علي الابدان السّليبه
سلام بر پيكرهايي كه دشمنان جامه‌هايشان را هم در ربودند
السّلام علي العترة القريبه
سلام بر عترت و ناموس و نزديكان و خاندان حسين
السّلام علي‌المـجدّلين في‌الفلوات
سلام بر رهروان بيابانها (و واحدهاي راهگشا و راهپيما)
السّلام علي النّازحين عن الاوطان
سلام بر دور ‌ماندگان از وطنشان
السّلام علي المدفونين بلا اكفان
سلام بر مدفونهاي بي‌كفن
السّلام علي الرّؤوس المفرّقة عن الابدان
سلام بر سرهاي جدا‌شده از پيكرها
السّلام عليك يا مولاي و علي الملائكة المرفرفين حول قبّتك
سلام بر تو اي مولاي من و بر فرشتگاني كه پيرامون بارگاهت درپروازند
الحافـّين بتربتك
بر گرد تربت تو مي‌چرخند
الطّائفين بعرصتك
آستان تو را طواف مي‌كنند
الواردين لزيارتك
و به زيارت تو مي‌آيند
السّلام عليك
سلام بر تو
فانّي قصدت اليك
من (ما) قصد و آهنگ تو را كرديم
و رجوت الفوز لديك
و به رستگاري در نزد تو و در راه تو اميد بسته‌ايم
السّلام عليك
سلام بر تو
سلام العارف بحرمتك
سلام كسي و كساني كه حرمت و ارزشهاي تو را، مي‌شناسند
المخلص في ولايتك
و در رهبري تو، اخلاص و يگانگي مي‌ورزند
المتقرّب الي اللّه بمحبّتك
و با محبت تو به خدا تقرب مي‌جويند
البرائي من اعدائك
تبري‌جوينده و تبري‌جويندگان ‌از دشمنان تو  
سلام من قلبه بمصابك مقروح
سلام كسي و كساني كه قلبش و قلبشان به مصيبت تو مجروح است
و دمعه عند ذكرك مسفوح
و اشكهاي او و اشكهايشان در هنگام ياد تو روان است
سلام المفجوع المحزون الواله المستكين
سلام فاجعه‌زده‌يي محزون، شيفته و سرگشته، بهت‌زده و درمانده و حيران
سلام من لو كان معك في الطّفوف لوقاك بنفسه حدّ السّيوف
سلام كسي و كساني كه اگر با تو و در كنارت بودند، مؤكداً با جان خويش تو را از لبه
شمشيرها حفاظت مي‌كردند
و بذل حشاشته دونك للحتوف
و جان و روان خود را به‌فداي تو نثار مرگها مي‌كردند
و نصرك علي من بغي عليك
و پيش رو و پيشاپيش تو به جهاد بر مي‌خاستند
و جاهد بين يديك
و در برابر هرستمكار خيانت‌پيشه‌به ياري تو برمي‌خاستند
و فداك بروحه و جسده و ماله و ولده
و فداي تو مي‌كردند جان و روان و مال و فرزندان خود را
و روحه لروحك الفداء
و روحش فداي روح تو
و اهله لاهلك وقاء
و اهل و خاندانش و اهل و خاندان و يارانش، نگاهبان خاندان و يارانت
*
تحوط الهدي و تنصره
گواهي مي‌دهم كه نگاهبان هدايتي و به ياري آن برمي‌خيزي
و تبسط العدل و تنشره
تو عدالت‌گستري و عدالت را رواج مي‌دهي
و تنصر الدّين و تظهره
ياور مكتب و آيين و پشتوانه و پشتيبان آن هستي
و تكفّ العابث و تزجره
سد راه و كيفر‌دهنده كساني كه دين را بازيچه قرار مي‌دهند
و تأخذ للدّنيّ من الشّريف
حق پائيني‌ها را از بالايي‌ها و اشراف قوم مي‌گرفتي
و تساوي في الحكم بين القويّ و الضّعيف
و در داوري بين قوي و ضعيف به مساوات عمل مي‌كردي
كنت ربيع الايتام
تو بهار يتيمان بودي
و عصمة الانام
اي پناه خلق
و عزّ الاسلام
مايه سربلندي اسلام
و معدن الاحكام
سرچشمه احكام
و حليف الانعام
اي همگن و همگون با بخشايش و پرداخت
سالكاً طرائق جدّك و ابيك
رهرو روشهاي جدت وپدرت
مشبهاً في الوصيّة لاخيك
و هم‌چون برادرت، عهده‌دار وصيت آنان بودي
و واجهوك بالظّلم و العدوان
دشمنان با ستم و تجاوز با تو رو‌در‌رو شدند
فجاهدتهم بعد الايعاذ اليهم و تأْكيد الحجّة عليهم
و تو پس از فراخواندن آنها به پناه خداوند و همه اتمام حجتها با آنان به جهاد برخاستي
فنكثوا ذمامك و بيعتك
ليكن آنان عهد و پيمان شكستند
و اسخطوا ربّك و جدّك
و خشم خدا و جدّت را برانگيختند
و بدؤوك بالحرب
و جنگ با تو را آغاز كردند
فثبّتّ للطّعن و الضّرب
اما تو در برابر ضربه‌ها و زخمها با ثبات قدم ايستادي
و طحنْت جنود الفجّار
لشگر تبهكاران را خرد و خاك‌شير و آسياب مي‌كردي
و اقتحمت قسطل الغبار
در انبوه گرد و خاك ميدان نبرد فرومي‌رفتي
مجالداً بذي الفقار كانّك عليّ ن المختار
با آنها با ذوالفقار در‌مي‌آويختي‌هم‌چون پدرت، علي مختارْ
و لم يرعوا لك ذماماً
*
دشمنان در قبال تو هيچ پيماني را مراعات نكردند
و لا راقبوا فيك آثاماً في قتلهم اوليائك و نهبهم رحالك
از هيچ گناهي پروا نداشتند، به قتل يارانت و غارت كاروانت پرداختند
و انت مقدّمٌ في الهبوات
حال آن‌كه تو پيشاپيش همه، در گرد و خاك ميدان فرو‌مي‌رفتي
و محتملً للاذيات
و همه رنج و اذيتها را به‌دوش مي‌كشيدي
قدعجبت من صبرك ملائكة السّماوات
و همانا كه فرشتگان آسمان از شكيبايي وصبر وپايداري تو درشگفت بودند
*
فاحدقوا بك من كلّ الجهات
پس از هرسو، دشمنان تو را در ميان گرفتند
و اثْخنوك بالجراح
با فرود آوردن زخمها بر تو داغ مي نهادند
و حالوا بينك و بين الرّواح
و آسايش را از تو مي‌ربودند
و لم يبق لك ناصر
و هيچ‌يك از ياران تو را باقي نگذاشتند
وانت محتسب صابر
و در اين حال، تو به رضاي خداوند نظر دوخته بودي
تذبّ عن نسوتك و اولادك
با شكيبايي و به تنهايي از حريم و حرمت دفاع مي‌كردي
حتّي نكسوك عن جوادك فهويت الي الارض
تا آنگاه كه از اسب تيزگام بر زمين افتادي
تطؤك الخيول بحوافرها
آن‌چنان كه از يكسو سم اسبهاي دشمنان بدنت را مي‌كوفت
و تعلوك الطّغاة ببواترها
و از سوي ديگر، شمشيرهاي تيز طغيانگران بر تو فرود مي‌آمدند
*
فالويل للعصاة الفسّاق
پس واي بر گردنكشان تبهكار
لقد قتلوا بقتلك الاسلام
همانا كه در تو و با قتل تو، اسلام را به قتل رساندند
و عطّلوا الصّلوة و الصّـيام
نماز و روزه را عاطل و باطل كردند
و نقضوا السّنن و الاحكام
فرامين و سنتهاي خدا را شكستند
و هدّموا قواعد الايمان
پايه‌هاي ايمان را منهدم كردند
و حرّفوا آيات القرآن
آيات قرآن را تحريف كردند
و همجوا في البغي و العدوان
و در جهالت اين ستمها و تجاوزها فرورفتند
لعنت بر يزيد 
*
الّلهمّ لا تدع لي في هــذا المشْهد المعظّم و المحلّ المكرّم ذنْباً الاّ غفرْته
بارخدايا در اين شهادتگاه عظيم و جايگاه ارجمند هيچ گناه و كم و كسري را بر من فرو‌مگذار
مگر بخشوده باشي
و لا عيباًْ الاّ سترته
و هيچ عيب و ايراد و كمبودي را مگر پوشانده باشي
و لا غمّاً الاّ كشفته
و هيچ اندوهي را مگر گشوده باشي
و لا رزقاً الاّ بسطته
و هيچ روزي را مگر افزوده باشي
و لا جاهاً الاّ عمّرته
و هيچ منزلت و موقعيتي را مگر آباد كرده باشي
و لا فساداً الاّ اصلحته
و هيچ‌گونه فسادي را مگر درست و اصلاح كرده باشي
و لا املاً الاّ بلّغته
و هيچ آرزو و آرماني را مگر محقق كرده باشي
و لادعاءً الاّ اجبته
و هيچ دعايي را مگر اجابت كني
و لا مضيّقاً الاّ فرّجته
و هيچ تنگنايي را مگر گشايش داده باشي
و لا شملاً الاّ جمعته
و هيچ پراكندگي را مگر گرد هم آورده باشي
و لا امراً الاّ اتممته
و هيچ امر خطير و مهمي را مگر به تمام و كمال رسانده و گره زده باشي
و لا مالاً الاّ كثّرته
و هيچ دارايي را مگر افزايش و بركت داده باشي
و لا خلقاً الاّ احسنته
و هيچ منش و اخلاقي را مگر پسنديده و نيك كرده باشي
و لا انفاقاً الاّ اخلفته
و هيچ بخشش و انفاقي را مگر ادامه دار و دنباله‌دار نموده باشي
و لا حالاً الاّ عمّرته
و هيچ حالتي را مگر آباد و نيكو كرده باشي
و لا حسوداً الاّ قمعته
و هيچ حسودي را مگر درهم بكوبي
و لا عدوّاً الاّ ارديته
و هيچ دشمني را مگر سرنگون كني
و لا شرّاً الاّ كفيته
و هيچ شر و پليدي را مگر ما را از آن امان بدهي
و لا مرضاً الاّ شفيته
و هيچ بيمار و بيماري را مگر شفا بدهي
و لا بعيداً الاّ ادنيته
و هيچ دورمانده‌يي را مگر بازگرداني و نزديك سازي
و لا شعثاً الاّ لممته
و هيچ پراكندگي را مگر به همبستگي تبديل كني
و لا سؤالاً الاّ اعطيته
و هيچ خواسته و آرزويي را مگر اجابت نمايي
*
الّلهمّ صلّ علي محمّد و آل محمّد الاخيار
بارخدايا بر محمد و آل نكوكردار محمد درود فرست
في آناء اللّيل و اطراف النّهار
در سراسر شب و در تمامي روز
و اكفني شرّ الاشرار
و ما را از شر شريران و پليدان در امان بدار
و طهّـرني من الذّنوب و الاوزار
و ما را از گناهان و همه بارهايي كه بر دوش داريم پاكيزه ساز
و اجرني من النّار
و از آتش پناهم ده
و ادخلني دار القرار
و ما را در سراي قرار و قرارگاه فرجامين خود وارد كن
و اغفرلي و لجميع اخواني فيك و اخواتي المؤمنين و المؤمنات
و خدايا، ما را مشمول مغفرت و بخشايش خود ساز همگي
برادران و خواهران ما را كه به تو و راه تو گرويده‌اند
* * *
دعا از وارث زمين و صاحب زمان بود. معلوم است كه اين كلمات و اين مفاهيم و اين اشارات و عطف و رابطه‌ها از كسي جز او نيست پس بايد كه عاشوراي امسال را با دعاي زيارت خود او تكميل كنيم: اللهم كما جعلت قلبي بذكره معمورا، فاجعل قیامه بنصرته مشهوراً
بار خدايا هم‌چنان كه قلب ما را با ياد او آباد نمودي، قیام ملت ما  را به نصرت و پیروزی نهائی برسان.

+ نوشته شده توسط علی در جمعه چهارم دی 1388 و ساعت 21:17 |

میلاد عیسی مسیح‌ (ع)، پیامبر عشق و رهایی مبارك باد

ميلاد عيسي مسيح (ع) مبارك باد
ميلاد عيسي مسيح (ع) مبارك باد

سلام بر مبشر رهایی و رحمت و منادی مهر و عطوفت



هر سال یك‌شب نور شمعها، صدای دل‌انگیز ناقوسها و طنین زیبای ترانه‌های مذهبی، در هم می‌آمیزند، تا تولد خجسته عیسی مسیح را گرامی بدارند. تولد نوری كه در دل تیرگی قرنهای دور درخشید، ناقوسی كه براى عشق و عدالت به‌صدا درآمد و ترانه‌یی كه نغمه تكامل و كرامت انسان را در گوش جان بشریت سرگشته طنین‌انداز كرد.

درعید میلاد دستها به‌یكدیگر فشرده می‌شوند. قلبها به‌هم نزدیكتر می‌شوند، دیدارها تازه می‌گردند و هدیه‌ها به‌نشانه محبت رد و بدل می‌گردند. چراكه محبت و برادری و رحمت، ارمغان عیسی (ع) براى بشریت بود.

در عید میلاد مسیح كاجهای سبز را به‌خانه می‌آورند و چراغانی می‌كنند. نشانه‌یی ازپیروزی حیات و سرسبزی در دل زمستان افسرده مرگزای.


و مگر عیسی مسیح نبود كه با نفسش زندگی را بر مرگ چیره نمود و با كلامش، زمستان روح انسانها را به‌بهار سرسبزی و شكفتگی گوهر انسانی مبدل كرد.

پیامبر بزرگی كه با تولدش در چنین روزی تاریخ بشریت را ورق زد، پیام مجسم رهایی و یگانگی بود. اولین كلماتی كه او در حیاتش به‌زبان آورد، توحید بود و خیر و بركت و تبری جستن از شقاوت و ستمگری. و هنگامی كه مادرش مریم عذرا كه وجودش یكی از فرازهای تابناك تاریخ انسان است، به‌خاطر به‌دنیاآوردن مسیح، آن‌چنان در معرض تیرهای تهمت و افترا و فرافكنی مرتجعان و دین‌فروشان قرار گرفته بود كه جز روزه سكوت چاره‌یی نیافت، عیسی مسیح به‌گونه‌یی معجزه‌آسا به‌سخن آمد و با اعلام هویت و پیامبری و رسالت رهاییبخش خود بر‌پاكی و مقام و مرتبت مادر مقدسش نیز گواهی داد:


والسّــلام عـلّی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیّا.


درود بر‌من، روزی كه زاده شدم، روزی كه بمیرم و روزی كه دیگر‌بار زنده و برانگیخته شوم.


حضرت عیسی (ع)، پیام آسمانیش را ‌ـ‌كه پیام آزادی وبرادری و پیام امید و روشنایی است‌ـ‌با پذیرش انواع شداید و سختیها به‌مردم رساند. او، یاران و پیروانش را به‌فداكاری و از خودگذشتگی براى تحقق آزادی و صلح و عدالت فرامی‌خواند و می‌گفت: هركس به‌خاطراسم من خانه‌ها یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا فرزندان یا زمینها را ترك كرد، صدچندان خواهد یافت و وارث حیات جاودانی خواهد ‌شد.


اما، نحستین كسی كه در مسیر فداكاری و گذشتن از همه‌چیز براى تحقق این آرمانهای مقدس قدم نهاد، مادر عیسی، حضرت مریم عذرا علیها‌السلام بود. بانویی مطهر، كه‌ بار این رسالت را حتی قبل از تولد حضرت عیسی (ع) به‌دوش كشید و رسالت رهاییبخش خود را با شجاعت و مقاومتی مافوق تصور به‌انجام رساند. زنی كه قرآن مجید از او در شمار بزرگترین منادیان یگانگی و راهگشایان رهایی انسان یاد می‌كند و برایش منزلتی مانند پیامبران بزرگ توحید قائل می‌شود. زنی كه نه فقط در میلاد مسیح و ظهور مسیحیت بلكه در گسترش و ادامه تاریخی پیام رحمت و رهایی دیگر پیامبران توحید، نقش ویژه‌یی داشته است.


مسیح مبشر رهایی فرزند انسان اگر نسبت به‌محرومان و كوبیده‌شدگان همه مهر و عطوفت بود، اما به‌همان اندازه باستمگران و درندگان انسانها و با دجالان و دین‌فروشان سر ستیز داشت و با آنان جز با خشم و كین سخن نمی‌گفت. در بیت‌المقدس وقتی كه سران كاتبان و فریسیان ریاكار از جمعیتی كه دل به‌پیام عیسی (ع) داده بودند، به‌وحشت افتاده او را مورد غضب و اعتراض قرار دادند؛ عیسی با بانگی كه طنینش علیه دین‌فروشی و دجالگری تا جاودان به‌گوش خواهد رسید، بر‌آنها فریاد زد: ‌ای ماران و افعی‌زادگان چگونه از عذاب جهنم خواهید گریخت.



گزیده‌یی از سخنان عیسی مسیح‌ (ع)

«… چه دشوار است كه ثروتمندان به‌ملكوت خدا وارد شوند. زیرا گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از دخول ثروتمندی در ملكوت خدا…»

انجیل لوقا ـ 18


«اسلحه تام خدا را بردارید، تا بتوانید در روز شریر مقاومت كنید و همه كار را بجا آورده بایستید. پس كمر خود را به راستی بسته و جوشن عدالت را در بركرده بایستید… و بر روی این همه، سپر ایمان بكشید كه با‌آن بتوانید تمامی تیرهای آتشین شریر را خاموش كنید و خود نجات و شمشیر روح را كه كلام خداست بردارید…»


(از رساله پولس رسول به افسسیان‌ـ باب 6)

«از كسانی كه جسم را می‌كشند ولی قادر به كشتن جان نیستند، نترسید».

انجیل لوقا ـ 11

 

«روح خدا در من است، زیرا كه مرا مسح كرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شكسته‌دلان را شفا بخشم و اسیران را به رستگاری و كوران را به بینایی موعظه كنم و تا كوبیدگان را آزاد سازم».

انجیل لوقاـ 4

 

«خوشا بهحال زحمتكشان براى عدالت، زیرا كه ملكوت آسمان از آن ایشان است»

انجیل متی‌ـ 5


«بپرهیزید از كاتبانی كه خرامیدن در لباسهای دراز را می پسندند و سلام در بازارها و صدر كنائس و بالا نشستن در ضیافتها را دوست می‌دارند و خانه‌های بیوه زنان را می بلعند و نماز را به ریاكاری طول می‌دهند. اینها عذاب شدیدتر خواهند یافت».
انجیل لوقا. 20 و 47


«وای برشما ای كاتبان و فریسیان ریاكار، وای بر شما نیز ای فقیهان، زیرا كه بارهای گران بر مردم می نهید و خود بر آنها یك انگشت هم نمی‌گذارید… حكمت خدا نیز فرموده است كه به سوی ایشان انبیا و رسولان میفرستم و بعضی از ایشان را خواهند كشت و بر بعضی جفا خواهند كرد. تا انتقام خون جمیع انبیا كه از بنای عالم ریخته شد، از این طبقه گرفته شود. از خون هابیل تا خون ذكریا كه در میان مذبح و هیكل كشته شد. بلی به شما می‌گویم كه از این فرقه بازخواست خواهد شد».

انجیل لوقا‌ـ 12


«اینك بنده من كه برگزیدم و حبیب من كه خاطرم از وی خرسند است. روح خود را بر وی خواهم نهاد. تا انصاف را بر امتها اشتهار نماید… تا آن كه انصاف را به نصرت در آورد و به نام او امتها امید خواهند داشت»

انجیل متی ـ 12


«این قوم به لبهای خود مرا حرمت میدارند، لیكن دلشان از من دور است… پس بدیشان گفت كه حكم خدا را نیكو باطل ساخته‌اید تا تقلید خود را محكم بدارید»


انجیل مرقس ـ 7


«چون روزه دارید مانند ریاكاران ترشرو مباشید. زیرا كه صورت خود را تغییر می‌دهند تا در نظر مردم روزه‌دار نمایند… لیكن تو چون روزه‌داری، سرت را روغن بزن و صورتت را بشوی تا درنظر مردم روزه‌دار ننمایی…»

انجیل متی ـ 6

 

«هركه از شما بزرگتر باشد، خادم شماست و هركه خود را بلند كند، پست گردد و هركه فروتن شود، سرفراز گردد…


وای بر‌شما‌ای كاتبان و فریسیان ریاكار كه درهای ملكوت آسمان را به‌روی مردم می‌بندید، خودتان وارد نمی‌شوید و طالبان ورود را مانع می‌شوید. وای بر‌شما راهنمایان كور كه پشه را صافی می‌كنید و شتر را فرو می‌بلعید. وای بر‌شما ‌ای كاتبان، از آن‌رو كه بیرون پیاله و بشقاب را پاك می‌كنید و درون آن‌را سرشار از جبر و ظلم می‌دارید. ‌ای كاتبان ریاكار كه چون قبرهای سفیده شده می‌باشید كه از بیرون نیكو می‌نماید لكن درون آنها از استخوان مردگان و پلیدیها پر است».

انجیل متی ـ 23


گذری به فرهنگ و شعر فارسی در پرتو میلاد مسیح (ع)

یلدا، شبی سیاه و بلند

كه آبستن ‌صبح روشن رهایی و شكوفایی است

گفته‌اند كه فلسفه نامگذاری شب یلدا در فرهنگ ایرانی آن است كه مسیح پیامبر در این شب به‌دنیا آمده است.

آورده‌اند كه كلمه یلدا كه ریشه سریانی دارد و سریانی، از زبانهای دنیای باستان، یا زبان اصلی انجیل است و در سریانی، یلدا به‌معنی میلاد و مراد از میلاد، شب ولادت حضرت مسیح است و از این رو ایرانیان شب یلدا را با شب ولادت عیسی مسیح (ع) تطبیق دادهاند. شبی كه با شب مرسوم و معمول میلاد مسیح نزد ملل دیگر 4شب فاصله دارد.


چنان كه محققان در این باره گفته‌اند، در ایران باستان، یلدا در اصل جشن ظهور میترا یا مهر بوده و مسیحیان ایران، آن را در قرن چهارم میلادی، از آئین مهر‌پرستی ایرانیان گرفته و روز میلاد مسیح را با ّآن مقارن قرار دادند.


در ادبیات فارسی به‌این تقارن اشاره‌های بسیار شده است و از‌جمله خاقانی شروانی گفته است:

سخنم بلند‌نام از سخن تو گشت و شاید

كه دراز نامی، از نام مسیح یافت یلدا


در شعر و ادبیات فارسی، یلدا اساساً سمبل سیاهی و بلندی است و هر پدیده‌یی را كه بخواهند با سیاهی و بلندی توصیف كنند یا وقتی كه بخواهند به‌یك دوران ظلمت و حاكمیت ظلم و جور اشاره كنند، از استعاره یلدا استفاده می‌كنند. سعدی گفته است:


همه بر‌آن همه دردم امید درمان است

كه آخری بود آخر، شبان یلدا را

و باز هم از سعدی است كه

بر آی ‌ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد

كه بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم


اگر چه در بیشتر این اشعار، شب یلدا طولانی‌ترین و سیاهترین شبهاست، اما با خودش مژده برآمدن صبح، آمدن روز و طلوع خورشید را به‌همراه دارد.


شب یلدا اگر چه شبی بلند و سرد و سیاه است. در دل همین شب و تیرگی، مسیح به‌دنیا می‌آید و یلدا با خود بشارتی مسیحایی را به‌صبحی روشن هدیه می‌كند.


و همین منطق تاریخ و منطق حركت هستی است، هر شبی بشارت صبح، هر دوران حكومت سیاهی و ظلمت، بشارت آمدن مسیحا نفسی را دارد. و باز به‌قول خاقانی


همه شبهای غم آبستن روز طرب است


یوسف روز به‌چاه شب یلدا بینند
+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه دوم دی 1388 و ساعت 17:40 |

ایام محرم و وظیفه مبرم روزما

باز این چه شورش است که در خلق عالم است - باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ‏وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ

بازهم محرم رسید و بازهم بیرق های سرخ حسینی برپاست. محرم یک سرفصل تاریخی برای تمیز حق از باطل است.

بعد از سی سال از انقلاب ۵۷ ، امسال محرم می رود معنی واقعی خود را در تاریخ این وطن بیابد و نقش تاریخی خود را در گردش بسمت آزادی و آزادگی در سرزمین استبداد زده ایران ایفا کند. و جالب توجه آنکه امروز استبدادی بر تنها کشور شیعه جهان حاکم است که سعی دارد با قلب حقیقت تاریخی عاشورا، جنایات و نفی تمامی ارزشهائی که حسین (ع) در عاشورا بر آن ایستادگی کرد و در نهایت جان بر آستان جانان گذاشت بنام عاشورا و حسین توجیه کند. اما هیهات که تاریخ دیگر به ۱۴ قرن پیش بازنخواهد گشت. امروز مردم ایران در اوج آگاهی حسین و جبهه او را در صحنه عاشورای ایران بعیان می بینند و امروز به یمن همین آگاهی دیگر یاران حسین را نه ۷۲ تن بلکه یک ملت ۷۲ میلیونی تشکیل می دهند که برکندن ریشه ستم و ستمگری را در مبارزه با یزیدیان دوران وجه همت خود قرار داده اند. و در این مسیر تمامی مردم ایران با هر دین و آئینی و با هر مذهب و مرامی یاری رسان صف حسینیان دورانند. آنها این کلام حسین را با جان دل شنیده اند که آزادگی بالاترین ارزش انسانی است که باید بر حفظ ارزش های آن قیام کرد. و اینچنین است که هموطنان ما چه در ایران و چه در جای جای جهان در محرم حسینی همراه با هموطنان مسلمان خود این محرم را به چالش بزرگ بین خود و حکومتی تبدیل کرده اند که قبل از هر چیز دشمن تمامی ارزشها و ارمانهائی هستند که حسین برای آن قیام کرد و در این مسیر پرشکوه تمامی خانمان خود را فدا ساخت. براستی چه می توان گفت در جواب آنهمه اخلاص و قدا جر اینکه: ای کاش در رکابت بودم و رستگار می شدم، رستگاری عظیم. و باز هم ای حسین پدر و مادرم بفدای تو باد. اگر در کربلا نبودم تا یاریت کنم، با تو و با راه تو و با خون تو پیمان می بندم که مسیر پرشکوهی که تو بنیاد گذاشتی را تا لحظه پیروزی بر دشمنان تاریخی تو که همانا دشمنان آزادی و حریت بشرند تعقیب کنم و در این راه باکی از گذشتن از مال و جان نیست. پس تو ای خدای حسین بر این پیمان گواه باش و در این مسیر که البته بسیار سخت و پر فتنه نیز هست، ما را و خلق ما را یاری رسان.

تاسوعا و عاشورای حسینی امسال را همچون تاسوعا و عاشورای حسینی در سال ۵۷ به نقطه عطفی در مبارزه مردم ایران علیه ظلم و ستم کودتاگران حاکم تبدیل کنیم. این وظیفه تاریخی نسل ماست به این وظیفه تاریخی و حسینی قیام کنیم. یاران به پیش

 

+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه دوم دی 1388 و ساعت 17:33 |

انا لله و انا الیه راجعون

با خبر شدیم که آیت ا... منتظری دار فانی را وداع گفته است. این مصیبت را به تمامی هموطنان تسلیت گفته و رجا واثق داریم که زندگی و مرگ آیت ا... منتظری می تواند درس بزرگی برای همه بخصوص صاحبان قدرت باشد. او در لحظه خطیر انتخاب، انتخاب بین قدرت و انسانیت و شرف به قدرت پشت پا زد و بدین ترتیب در تاریخ این سرزمین و ملتش نامش را به نیکی به ثبت رساند. آیت ا... منتظری با خصوصیات ویژه انسانی خود از جمله داشتن قلبی رئوف و مهربان چه بسا مورد سواستفاده چه در زندانهای شاه و چه در حکومت ولایت فقیه قرار گرفت اما در پس تمامی فراز و نشیب های فراوان در زندگیش همواره به قدرتمداران "نه" گفت.

مصیبت فقدان او برای جنبش نوپای ملت ایران که از حمایت مستمر او علیرغم تمامی بی حرمتی های بسیاری از اصلاح طلبان مدعی رهبری جنبش، برخوردار بود، بسی عظیم و غیر قابل جبران است اما اطمینان دارد که مرگ این انسان بزرگ نیز آنهم در ایام محرم، منبع برکات و خیرات و زایش برای ملت ایران و جنبش نوپای سبز آن خواهد بود. چه شایسته خواهد بود که از آیت ا... منتظری بعنوان رهبر معنوی جنبش، یاد شده و یاد و خاطره او در بهترین وجه ممکن گرامی داشته شود.

 

 

با خبر شدیم که مراسم تشیع و تدفین آیت ا... منتظری آنگونه که شایسته او بود برگزار شده است. حضور صدها هزار عزادار یکدل به رغم تمامی تمهیدات امنیتی و بگیر و ببندهای معمول حکایت از شناخت مردم آگاه ایران از خدوم خود دارد. "مردم همواره درست می اندیشند"، این سخن از یکی از اساتید علم جامعه شناسی است.

امیدوارم همانطور که دوستان اشاره کردند حکام از این حرکت و عظمت و شکوه ملت درسهای لازم را بگیرند. کسی این ملت را وادار به شرکت در حرکتی نمایشی نکرد. مدارس و ادارات به اجبار تعطیل نشدند و از یک هفته قبل حرکت هر جانداری زیر ذره بین نرفت. زندگی کسی مختل نگردید.

این است پاسخ ملتی که در پس تمامی فراز و نشیب ها به شرف و پایمردی ارج می گذارد و قدردان کسانی است که یه آنها پشت نکردند. تازه این تعداد عزادار نماینده میلیونها هموطنی بودند که به دهها دلیل نتوانستند در این مراسم حضور یابند.

روحش شاد باد و بهمراه میلونها هموطن یکصدا فریاد بر می آوریم: منتظری آزادیت مبارک

 

به نداها، به سهراب برسان سلام ما را

 

+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 و ساعت 11:58 |

ایام کریسمس و دوران عاشقی

کسانی که در کشورهای غربی زندگی می کنند حتما تجربه ای را که نگارنده از آن یاد می کند هر ساله در ایام کریسمس آن را به عینه می بینند و شاید هم خیلی ساده از کنار آن رد می شوند و شاید هم از آن درسی برای آینده می گیرند. اما نویسنده وبلاگ حاضر واجب می بیند که تجربه خود را از این دوران با دوستان تقسیم کند.

حدود ۲۴ سال از عمر ۵۰ و اند ساله خود را در خارج از کشور بسر برده ام بخصوص بهترین دوران زندگیم یعنی جوانی را در اروپا سپری کرده ام و خمیر مایه شخصیتی ام در اینجا شکل گرفت هر چند که هیچگاه فراموش نکرده ام که ریشه ام از کجا آب می خورد. مرا با ایران و مردمش و کوچه و خیابانهای شهری که در آنجا به دنیا آمده ام و رشد کرده و بزرگ شده ام خاطره ای است که اگر جان برود آن نرود اما تا بن استخوان به این شعر معتقدم : آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت، با دشمنان مدارا. و این را از دین و آئینی که بدان پایبندم آموخته ام و بدین سیاق قبل از اینکه ایرانی باشم ، جهانی ام و در پیوندم با تمامی مردم جهان با هر شکل . رنگی و هر عقیده و آرمانی.

سالهاست که گذر ایام را در ماه دسامبر در اروپا مرور می کنم. دوستانی به شوخی از آن بعنوان ماه مبارک دسامبر یاد می کنند اما در این کلام واقعیتی نهفته است.

چند روز قبل برای خرید به مرکز خرید شهرکی که در آن اقامت دارم رفته بودم. هوا بس ناجوانمردانه سرد بود اما در دل این سرما دو ترانه خوان که از کانادا آمده بودند مردم را بر جای خود میخکوب کرده بودند. دختر و پسر جوان، یکی سفید و دیگری سیاه، سروده های عاشقانه مخصوص این ایام که مفاهیم عرفانی و عاشقانه دارد را اجرا می کردند. و ملتی به تماشا ایستاده بودند. ترکیب این زوج دو نفره خود پر از مفهوم بود. و اینکه باید مرزها ی ساخته و پرداخته شده ذهن انسان را در نوردید. و اینکه جامعه انسانی را هدفی است مشترک و انسانی و عاری از رنگ پوست و چهره و عقیده و ملیت.

 ایام کریسمس است و ایام ابتلا برای مریم عذرا و آخرین روزهای بارداری او و موکبی که در راه است موکب پیامبر صلح و آزادی، موکب عیسی مسیح. پس باید این ایام را گرامیداشت. با زیباترین شکل . شهرها را باید آذین بست و خانه ها را از غبار روئید و دل را از غبار زدود. از غبار نفرت و از غبار جاهلیت و هر آنچه که غیر خدائی است و غیر منطق انسانی. همه لبحندی بر لب دارند. از تمامی نگاهها عشق و محبت را می شود خواند. باید به دیدار یکدیگر بشتابیم با هدیه ای در دست و عشق را بین خود تقسیم کنیم در زیباترین لحظات که تولد عیسی مسیح در آن رقم می خورد. و همه را باید بطور سمبلیک در این ایام در عشق و محبت ورزیدن به یکدیگر سهیم کرد. در خانه ها و در دورن دلها غوغائی برپاست. افراد خانواده را عشق و محبت بهم پیوند می دهد و درخت همیشه سبز کاج با زیورآلات خاص خود آرایش یافته و نورفشانی می کنند. سبزی کاج نشان از طراوات و سبز بودن طبیعت و ذات آدمی است در دل سختترین و سردترین و شاید سیاه ترین ایام زندگی و اینکه در نهایت این سرسبزی و شادابی است که در پس تاریکی و تباهی فرا می رسد و جامعه انسانی دست افشان و پاکوبان ندای صلح و  آزادی و آرامش سرخواهند داد در سرفصل مشترک زندگی انسانی خود. چه زیباست آن لحظه تاریخی. اگر در طول سال بعلت تخاصمات جامعه بشری که برخاسته از جهل و نفرت و کینه است سردادن این سرود ممکن نیست پس بطور سمبلیک می توانیم در لحظه ای از سال و در سرفصل تولد بالاترین هدیه خدا به جامعه بشری و در پس ابتلای عظیم مریم پاک و رهائی این سرود و ندای الهی را سر دهیم که ما در وحدتیم با هر آن کس که عشق و کرامت انسانی را پاس بدارد. و بر ارزش انسان بعنوان عالیترین تبلور اراده الهی ارج نهد. و چه زیبا تمامی این ارزشها را در ایامی سمبلیزه یافته می بینیم که جامعه بشری را دنیای عشق و نور و کرامت در خود غرق ساخته و این حقیقت را با جان و دل و روح خود گواهی می دهیم که در پس زمستان کینه و عداوت و جنگهای برخاسته از آن، این موکب بهاران صلح و آزادی است که در راه است و تمامی ابتلائات و آزمایشات مریم عذرای در نقطه تولد عیسی مسیح به بار می نشیند که در مقابل فریسیان دوران زبان به سخن می گشاید که: "من بنده خداوندم که مرا کتاب آسمانی داده است و مرا پیامبر گردانیده است. مرا هر کجا که باشم، مبارک گردانیده و مرا مادام که زنده باشم به نماز و زکات سفارش فرموده است. و نیز مرا در حق مادرم نیکوکار گردانده و مرا زورگوی سخت دل نگردانده است و بر من در روزی که زادم و در روزی که در گذرم و روزی که زنده و برانگیخته شوم درود باد ...." (۱) اینچنین بود که بزرگترین حماسه بشریت شکل گرفت و تا روزی که فرزند انسان در این کره خاکی بسر می برد این ایام را بعنوان ایام وحدت و صلح و آزادی و آرامش بشری گرامی خواهد داشت و این پیام را در ادامه راه تاریخی خود به آخوندهای فریبکار دوران که نماد عینی فریسیان دوران تولد عیسی مسیح هستند، می گوید که دوران سیاه توطئه و فریب و سرکوب و تجاوز شما آنهم در پس پرده دین به پایان خواهد رسید و ملت ایران در کنار جامعه بشریت روز پیروزی و وحدت و صلح و آرامش و آزادی خود را جشن خواهد گرفت و تا آن روز با تمسک به ایام های تاریخی همچون تولد عیسی مسیح و پیامبر گرامی اسلام پیام آور شادی و سرسبزی و طراوت و شادابی خواهد بود. اینچنین باد. 

 

۱- سوره مریم از قرآن مجید آیات ۳۰ تا ۳۳       

+ نوشته شده توسط علی در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 و ساعت 14:37 |

در خواست شفای عاجل برای آقای ناصر حجازی

اطلاع یافتیم آقای ناصر حجازی دروازه بان تاریخی فوتبال ایران در بستر بیماری بسر می برند. این اسطوره فوتبال ایران از بیماری سرطان ریه رنج برده و هم اکنون در بیمارستان کسری تهران بستری هستند.

از خداوند بزرگ شفای عاجل آقای حجازی را حواهانیم. از هموطنان گرامی نیز برای سلامتی آقای حجازی التماس دعا از درگاه خداوند متعال داریم.

امیدوارم هر چه سریعتر او را در میادین ورزشی، شاداب و تندرست بیابیم. 

 

+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 و ساعت 21:15 |